نام کاربری:
پسورد:
رتبه: 658


درباره من
روزگاری پرنده ء کوچکی بودم و در حسرت پریدن
زمان سپری شد و بال و پر را گشودم
به پرواز در آمدم
حال که پریدن و اوج گرفتن را در خود میبینم
دیگر حتی دیدن رد پایم در زمین نیز برایم
عذاب آورشده است

این است رسم روزگار
طرفداران مطلب

ربه کا (rebeka )    

اتوبوس عشق

درج شده در تاریخ ۸۹/۰۷/۱۴ ساعت 23:47     بازدید: 432 نفر
 

به خاطر می آورم آن گاهِ روشن شفاف را که خیابانها را به عشق میپیمودیم و نیز قشنگی تلاشهایی را که به جستجوی راهی بودند برای یافتن بهانه با هم بودن  .

 من به خاطر می آورم ثانیه های بیشمار شب سکوت را سوار بر ارابه عشق؛ ثانیه هایی که بدنبال هم میگذشتند تا من و تو فقط با هم بودن و سکوت را تجربه کنیم،سکوتی  که خود هزاران معنی داشت.سکوتی که پر بود از فریاد عشق،از آوای دوست داشتن، از خود خواستن تا صبح .

آن شب من و تو بی آنکه سرعت لحظه ها را اعتنا کنیم به دور دست هایی خیره  شده بودیم که فرصت اندیشیدن به اکنونش را از ما میگرفت. شاید  آن شب هر دوی ما به اعجاز عشق مشکوک بودیم و به قدرتش بی ایمان. شاید  آن شب هر دوی ما منتظر تولد یک واقعه در گذر زمان بودیم تا دستهای آشنائی را بهم بپیوندد که با هم غریب بودند .

 شاید آن شب هر دوی ما باید به سکون مبتلا میشدیم تا اتوبوسی از عشق به راه بیفتد و خاطره ای سازد برای تمامی روزهای آینده ،برای امروز ،برای فردا ، برای همیشه.......



DOLPH LANDGREN(laswegas )
۸۹/۰۷/۱۴ - 23:52
merci . ziba bod
امیر پیمانفر(felo )
۸۹/۰۷/۱۵ - 00:33
من مي مانم چون در چشم هايت ريشه دارم.نمي دانم كه چرا زمستان سرد است و پاييز مسلخ گاه برگ.چون اينجا صدايي نيست.حتي كلاغ ها هم نمي ايند.ولي من مي مانم.با شقايق ها و ياس شب سرود فتح ميخانم.تو مي ايي ميدانم.پس ميمانم...میمانم تا باز بین ما سکوتی باشد پر از فریاد پر از عشق ...میمانم تا تو باز بیایی ...من در این ایستگاه منتظر میمانم ...منتظر تو...منتظر میلاد اشنایی...

یک دوست(doost )
۸۹/۰۷/۱۵ - 00:59
وشاید آن شب دلهایمان چه تلاطمی داشتند وچه تپش وشوری وچه فرودو فرازی ...اما یک واژه را خوب خوب هجی می کردند ، عشق راوعشق را ......
وآی عشق تو چه عمقی داری وچه نوری!



ممنون مطلب زیبایی بود
عـــرفــان انــصـاری(secretgarden )
۸۹/۰۷/۱۵ - 10:23
زن عشق می کارد و کینه درو می کند.دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی.برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی.در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو... او می زاید و تو برای فرزندش نام ا...نتخاب می کنی.او درد میکشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد.او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر...
Salam vagean ali bood tashakor
SASAN (ZX)Z(SASANWOLF007 )
۸۹/۰۷/۱۵ - 13:26
=Dchox=Dchox=Dchoxkhob bood=Dchox=Dchox=Dchox
آرش قربانی(arash8deadmoon )
۸۹/۰۷/۱۵ - 14:17
ziba bod mer3000000000000000000000000000
علی هستم(aliGsm )
۸۹/۰۷/۱۵ - 16:59
هر چیزی که یه جورایی به عشق منتهی میشه اصلا زیبا و خوب نیست خیلی هم مزخرفه و بدترین چیزی که خدا به انسان داده عشقه حتی حالم به هم میخوره نوشته یا نوشته های مربوط بهش رو میبینم.
ولی باز میگم ربه کا مرسی از نوشتت و زحمت تایپت.
عاشق مشوق(ILOVE )
۸۹/۰۸/۰۶ - 20:06
:|
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox
تارا امیدی(taraomidi1 )
۸۹/۰۸/۱۹ - 00:12
ممنون:)
ایمو دنیز(emodeniz )
۸۹/۰۹/۰۳ - 17:40
riz bud nakhondam
سیداحمد(mehran0228 )
۸۹/۱۱/۰۸ - 23:29
مرسی جالب بود
هادی نصیری(HadiNassiri )
۹۰/۰۳/۲۹ - 16:57
:-)chox-:-)chox-:-)chox-:-)chox-:-)chox-
عالیه
5
محمد بگرامی(mbhadaf123 )
۹۰/۰۴/۰۲ - 17:46
@};-


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما) چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانه اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* دار قالی و دخترک30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانهفروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615رتبه بندی شرکتهاهمین الان عضو شو...اگه نگیم و نخندیم پیاز میشیم و می گندیم

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است